شدند كه سراسر موريا (پلوپونز) را بگشايند. در سال 1205 شهسواران ديگر گيوم را به اميري موريا (يا آخائيه) برگزيدند؛ در سال 1209 ژوفروا جانشين او شد و سپس پسر ژوفروا، يعني ژوفرواي دوم و گيوم دوم تا سال 1278 بر آن فرمان راندند؛ وليعهد گيوم دوم دختري بودكه با شارل شاه ناپل ازدواج كرد. در پي آن هرج و مرج درگرفت: رقابتهاي ميان حكام آنژويي و ديگران بر اثر دخالتهاي ماجراجويان كاتالونيايي، جنوايي، فلورانسي و يوناني بالا گرفت.
بهخاطر مورخ علم، كه با همهٴ فراز و نشيبهاي دستهبنديها در سدههاي ميانه آشنا نيست، بايد يادآور شد كه برخي از صليبيان اشرافي مالكيت آتن را بهدست آورده بودند. در سال 1205 بونيفاتسوي مونفراتي، آتيكا و بوئتيا را بهعنوان تيول به اوتون دولاروش واگذاشت، كه او خود را فرماندار كل آتن ميخواند. خانوادهٴ دولا روش تا سال 1308 بر آتن فرمان راندند و در سال 1259 عنوان مهين دوك آتن و تِبِـس را كسب كردند. در سال 1311 دوكنشين آتن بهدست دريازنان كاتالونيايي افتاد كه آن را به ارباب سيسيلي خود دادند؛ سپس آنجا به تصرف آراگونيان درآمد؛ در پي آن آچايولي فلورانسي بر آن دست يافت و سرانجام در سال 1460 ونيزيان آن را گشودند.
برگرديم به موريا كه خاطرهٴ حكومت فرانسويان هنوز از ويرانههاي قلعههاي عظيم و استوار، بهويژه در ميسترا هويداست، در تاريخي كه در ربع اول سدهٴ چهاردهم نوشته شده و پيش از پايان آن قرن به چهار زبان يوناني، فرانسه، ايتاليايي و آراگوني (كاتالان) در دسترس بوده، ايجاد امپراتوري لاتيني در قسطنطنيه (1204 ـ 1261) و حوادث سهمگين موريا در سدهٴ سيزدهم توصيف شده است.
تحريرهاي يوناني و فرانسه بسيار نزديك و مكمل يكديگرند؛ تحرير ايتاليايي كه از يوناني نقل شده، مختصرتر است. تحرير آراگوني كه موٴخر است، بيش از آنچه آن سه با يكديگر تفاوت دارند، با آنها داراي اختلاف است. زبان اصلي اين تاريخ كدام بوده، يوناني يا فرانسه؟ شايد متنهاي موجود داراي يك نمونهٴ اصلي بودهاند كه از ميان رفته است. لونيون (1911) مدعي است كه متن اصلي به ونيزي نوشته شده بوده است. اين تاريخها داراي اطلاعات گرانبهايي هستند، نهتنها در زمينهٴ تاريخ سياسي جغرافياي موريا، بلكه در عين حال راجع به امور كليسا، قانون فئودالي، استحكامات، رسوم دولتي و عرفي و غيره.
تاريخ يوناني (9219 بيت در قديمترين و بهترين نسخه) داراي دو تحرير در پنج نسخه است، و مربوط به سالهاي 1905 تا 1292. متن اصلي پيش از سال 1326 به قلم شخصي كه داراي پدري فرانسوي و مادري يوناني بوده نوشته شده است و احساسات او شديداً ضديوناني و هوادار فرانسويان است. برخي اظهارات او در اين اثر مغرضانه را ميتوان با مراجعه به تاريخهاي برنار دسكلوت (سيزدهم ـ 2) و رامون مونتانر كاتالان و ماينو سانودو ايل وتچوي ونيزي مورد بازبيني قرار داد.